جرایم و تخلفات ترافیکی جاده ( ادامه فصل سوم) ..

چهارشنبه یازدهم مهر ۱۴۰۳
12:45
محمد افشار


ادامه مقاله .....

فصل سوم: راهکار های مبارزه با حوادث ترافیکی

جرایم ترافیکی یکی از عوامل عمده از بین­رفتن انسان ها و خسارات مالی زیادی می­باشد. به خاطر حفظ جان و مال شهروندان قانون­گذار، جرایم ترافیکی را تنظیم نموده تا از یک طرف نظم و امنیت لازم در جریان ترافیک جاده تامین گردد و از طرف دیگر شهروندان وادار به احتیاط لازم در جریان رانندگی شوند. این جهت قانون­گذار جرایم ترافیکی را که اکثرا منجر به از بین رفتن جان و مال شهروندان می­گردد، جرم­انگاری نموده و برای مرتکب آن مجازات تعیین نموده است.

مبحث اول: جرایم حادثات ترافیکی

قانون گذار کشور حادثات ترافیکی را به اساس نتیجه آن ها به سنگین، متوسط و کوچک تقسیم کرده است و حالا خفت و شدت جرم را مشروط به خساراتی دانسته که در اثر حادثه ترافیکی ایجاد می­گردد. در این مبحث انواع حادثات ترافیکی از منظر کد جزا بحث می­شود.

گفتار اول: حادثه ترافیکی سنگین

حادثه ترافیکی سنگین به حالتی گفته می­شود که از اثر آن شخصی فوت، یا معلول دایمی شده و ضرر آن بیش از یک صد هزار افغانی باشد.

الف: معلولیت

نهادهاى مختلف در مورد كلمه معلوليت[1] نگاه هاى متفاوت دارند. در گذشته­ها معلوليت را صرف از نگاه نحوه فعاليت بدنى مى­ديدند و هر كسى را كه يك يا چند عضو بدنش نارسایى مي­داشت، او را شخص معلول وحتى معيوب می­دانستند؛ ولى با توسعه فكر وانديشه بشر در ساحه حقوق و آزادى­هاى اساسى بشرى و پيش­رفت در ساير عرصه هاى علوم تجربى واجتماعى، نگاه هاى دست اندركاران عرصه معلوليت نيز متفاوت تر از نگاه­هاى گذشته شده است. در عصر كنونى ديدگاه هاى در مورد معلوليت از دید معلول بودن یک انسان و برخوردار بودن آن از حقوق و آزادى هاى انسانى، همسان با ديگران، متحول گرديد است. از همين رو معلوليت را از ديدكاه هاى طبى، اجتماعى وحقوق بشرى تعريف هاى مختلف مى­نمايند. امروز كلمه معيوب كه بيش ازين به يك شخص داراى معلوليت طبيعى اطلاق مى­گرديد، از ادبيات رسمى بر انداخته شده زيرا معلول بودن عيب نيست.

تعریف اجتماعی معلولیت

معلولیت عبارت از نارسایی فزیزلوژیکی، فیزیکی ( اعضای بدن) و دماغی و روانی است.[2] در حالی که (handicap) یا آسیب های ناشی از معلولیت عبارت از دست دادن یا محدود شدن زمینه اشتراک همه جانبه شخص دارای معلولیت در امور اجتماعی است.

در تعریف دیگر معلولیت عبارت از حالت مواجه شدن با فرایند یک فرد دارای نارسایی جسمی، فزیولوژیکی و روانی یا مریضی با محیط و بر داشت های محدود کننده.[3] معلولیت مرتبط است. محرومیت هایی که فرد در نتیجه نقص (اختلال) و ناتوانی تجربه می­کند؛ به عبارت دیگر هر گونه فقدان یا کاهش فرصت برای مشارکت در زندگی اجتماعی در سطحی برابر با دیگران معلولیت نامیده می­شود.

چيزی که بسيارمهم مي­باشد اين است که نارسايی جسمی و روانی نبايد به ناتوانی يک شخص منتج گردد.

در اين­جا معلوليت تبعيض اجتماعی را يک عامل عمده معلوليت می­دانند. مطابق ديدگاه­های اجتماعی مردم متفاوت از هم­ديگر پنداشته نمی­شوند بلکه به مثابه يک جريان يا روند توام با نوسانات است. و به سخن ديگر بر داشت مردم از کلمه­ معلوليت به سطح آگاهی و دانش و باورهای اجتماعی و فرهنگی آن­ها تعلق می­گيرد و هم اين­که مردم چگونه با اشخاص دارای معلوليت برخورد می کنند.

معلولیت از نگاه حقوق بشر:

در کنوانسیون حقوق اشخاص دارای معلولیت چنین آمده است اشخاص دارای معلولیت صرف از نظر محدودیت جسمی و روانی و منشا معلولیت آن ها عین حقوق اساسی را دارند که دیگر شهروندان هم سن سال شان دارند و در حد ممکن از زندگی خوب و معمول مستفید شوند.

سر انجام تلاش­ها برای تعریف معلولیت از نگاه دست رسی به مسایل اجتماعی و محیط سازگار منتج به تعریف از دیدگاه حقوق بشری شده عناصر محدود کننده دست­رسی اشخاص دارای معلولیت و امکانات اجتماعی و محیط سازگار با موضوع حقوق بشر بوده است که در واقع محروم شدن اشخاص دارای معلولیت و شمولیت کامل یک سان با دیگران در امور اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی بحث می­کند و این خود نوع تبعیض در مقابل افراد دارای معلولیت پنداشته می­شود بر اساس همین تعریف حقوق بشری از معلولیت است که دولت مکلف می­گردند تا قوانین ملی شان طوری تصویب نمایند تا زمینه­ای شمولیت کامل اشخاص دارای معلولیت را همسان با دیگران در تمام شئون زندگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ضمانت نماید هدف از تعریف معلولیت از نگاه حقوق بشری « زیستن و دست­رسی به امکانات یک جامعه اشتراکی بر اساس احترام به کرامت و تساوی تمام انسان و صرف نظر از تفاوت های طبیعی شان است.»[4]



معلولیت در قوانین افغانستان

اصطلاح شخص دارای معلولیت به فردی گفته می­شود که به تشخیص کمیسیون طبی و اثر ضایعه جسمی، ذهنی، روانی اختلال مستمر و قابل توجه در سلامت و کارآیی عمومی وی ایجاد گردد طوری که موجب کاهش استقلال فرد در زمینه های اجتماعی و اقتصادی گردد.

معلوليت در قوانین افغانستان چنين تعريف گردیده است: «معلول شخصی است که بنا بر ضایعه جسمی، حسی، ذهنی یا روانی یا توأم، به تشخیص کمیسیون صحی، سلامت و کارآیی خود را طوری از دست بدهد که موجب کاهش توان­مندی او در عرصه­های اجتماعی و اقتصادی گردد.»[5]

اما در اصطلاح «معلول دایمی» مندرج جزء 1 ماده فوق در قوانین کشور تعریف نشده است. هر گاه کاهش توان­مندی شخص معلول در عرصه­ها اجتماعی و اقتصادی به شکل دایمی باشد، می­توان به آن معلولیت دایمی اطلاق کرد؛ بنا اگر در اثر حادثه ترافیکی شخصی سلامت جسمی و روانی خویش را به طور دایمی از دست بدهد، شامل حکم جز بالا می­گردد.

ب: مجازات حادثه ترافیکی سنگین

طبق فقره 1 ماده 559 کد جزا، در رابطه به مجازات مرتکب حادثه ترافیکی سنگین سبب فوت یا معلولیت دایمی مجنی­علیه گردد، مرتکب علاوه بر جبران خساره وارده به حبس متوسط و در صورت وارد نمودن ضرر مالی، علاوه بر جبران خساره به جزای نقدی از پنجاه هزار تا یک صد هزار افغانی محکوم می­گردد. فقره 1 ماده 559 مقرر داشته است.« شخصی که مرتکب حادثه ترافیکی سنگین گردد، در صورت فوت یا معلولیت دایمی علاوه بر جبران خساره وارده به حبس متوسط و در صورت وارد نمودن ضرر مالی علاوه بر جبران خساره، بر جزای نقدی از پنجاه هزار تا یک صد هزار افغانی محکوم می­گردد».

گفتار دوم: حادثه ترافیکی متوسط

حادثه ترافیکی متوسط حالتی است که منجر به ضرب یا جرح شدید، شکستن عضو یا ضرر مالی بیش از پنجا هزار تا یک صد هزار افغانی، شود. ضرب و جرح طوری زیر بیان می­داریم.

الف: مفهوم ضرب و جرح

جرح

جرح، بالای هر نوع زخم و یا پارگی در جسم و یا انساج بدن انسان می­شود.[6] هر نوع پارگی در جسم، چه سطحی باشد ویا عمیق مانند پارگی در اثر زخم شمشیر ویا چاقو، شامل تعریف جرح می­گردد.

جرح عبارت از عملی است که موجب از هم گسیختگی بافت های بدن فرد شود و منجر به ایجاد بریدگی و پاره در بدن می­گردد. شکستن استخوان و نقص و قطع عضو از مصادیق جرح می­باشد.[7]

ضرب

ضرب در لغت معانی متعدد داشته اما معنی عام ضرب، زدن و کوبیدن می­باشد.[8] در اصطلاح قانون عبارت است از: زدن به بدن مجنی علیه که باعث زخم شدن یا پاره شدن بدن وی نشود؛ بناءٌ ضرب شامل لگد زدن، سیلی زدن، مشت زدن سر به دیوار و یا استفاده از وسایلی مانند عصا و غیره می­شود.

در تعریف دیگر: ضرب به عملی گفته می­شود که عوارض آن موجب کمبودی و ورم بدون خون ریزی است.[9]

در ماده 551 کد جزا از مواد مضره نیز یاد شده است مواد مضره که منجر به مرگ مجنی علیه انجام شود.

مواد مضره

مواد مضره عبارت از موادی است که استفاده از آن باعث اخلال وضعیت صحی، عقلی ویا روانی شخص گردد. دادن مواد مضره برای شخص نیز از جمله حالات تعرض بر سلامت جسم تلقی شده که در اثر آن اختلال و اضطراب در وظایف اعضای بدن مجنی علیه ایجاد می­گردد.[10]

ضرب و جرح

حقوق دانان ضرب و جرح را به طور عام به سه دسته تقسیم کرده یکی از جرح و ضرب بسیط یا خفیف و دیگری جرح و ضرب شدید که منجر به کسر استخوان شود ویا مجنی علیه را به مرضی مبتلا نماید ویا در وضعیتی قرار دهد که نتواند به طور عادی وظایف محوله خویش را برای مدتی به پیش ببرد. نوع سوم آن است که ضرب و جرح با استفاده از وسایل و ابزاری مثل عصا به وجود آید.[11]

ضرب و جرح و میزان خفت و شدت آن­ها در قانون جزایی پیش­بینی شده است بلکه توسط اهل خبره تعیین خواهد گردید. «شکستن عضو» در جز مذکور به طور عام ذکر شده و به شامل شکستن استخوان یک عضو ویا تغییر شکل یکی از اعضای بدن می­باشد، مانند شکستن استخوان دست و پا و یا تغییر شکل گوش یا بینی. میزان خسارات مالی در حوادث ترافیکی از اهل خبره تعیین می­شود.

ب- مجازات حادثه ترافیکی متوسط

طبق فقره 2 ماده 559 این ماده برای دو حالت متفاوت حادثه ترافیکی، مجازات متفاوت را پیش­بینی نموده است.

اول: در صورت که شخص مرتکب حادثه ترافیکی گردد که منجر به خسارت جانی مجنی علیه گردد، خواه خساره مالی وارد شده باشد یا خیر، مرتکب بر علاوه از جبران خساره تنها به حبس پیش­بینی شده در این فقره محکوم می­گردد.

دوم: در صورت که شخص مرتکب حادثه ترافیکی گردد که منجر به خساره جانی نگردیده، بلکه باعث خساره مالی گردیده باشد، مرتکب علاوه بر جبران خساره تنها به جزای نقدی مندرج این فقره، مجازات می­گردد.

گفتار سوم: حادثه ترافیکی کوچک و مجازات آن

الف: حادثه ترافیکی کوچک

حادثه ترافیکی کوچک حالتی است که منجر به ضرب یا جرح خفیف و یا ضرر مالی تا پنجاه هزار افغانی شود. مطابق فقره 3 ماده فوق حادثات ترافیکی کوچک حالتی است که صرف منجر به ضرب یا جرح خفیف یا ضرر مالی تا پنجاه هزار افغانی می­گردد، در این نوع حادثه ترافیکی ضرب یا جرح شدید، شکستن عضو یا ضرر مالی بیش از پنجاه هزار افغانی نمی­باشد. بلکه در این نوع حادثه ضرب و جرح خفیف و بسیار سطحی مد نظر بوده است یعنی کم­تر از شرایط که برای حادثه ترافیکی متوسط بیان شده است.

ب: مجازات حادثه ترافیکی کوچک

طبق فقره 3 ماده 559 کد جزا، شخصی که مرتکب حادثه کوچک گردد، مطابق احکام قانون ترافیک جاده مجازات می­گردد، در این حادثه قانون­گذار مجازات مرتکب را به قانون ترافیک جاده موکول نموده است که توسط پلیس ترافیک جاده هر آنچه که حادثه دیده و بررسی کرده است مطابق با قانون ترافیک جاده حکم می­نماید.

محبث دوم: غیر قانونی بودن وسایل نقلیه

از این که جامعه ضرورت به نظم و امنیت دارد، قوانین وضع می­کند و هم­چنان عوامل را که باعث بی­نظمی در جامعه می­گردد با کیفر هشدار می­دهند و اشخاصی که قوانین را رعایت ننماید مجازات می­کنند. قانون گذار کشور در رابطه با وسایط نقلیه و برای حفظ نظم جامعه، به کار انداختن غیر قانونی واسطه نقلیه موتوردار را جرم­انگاری کرده است تا از یک طرف احتیاط لازم در استفاده از وسایل نقلیه زمینی صورت گیرد و از سوی دیگر امنیت جانی و مالی افراد جامعه تامین گردد. که در این محبث به آن پرداخته می­شود.

گفتار اول: استفاده غیر قانونی وسایل نقلیه

ماده 560: 1- شخصی که واسطه نقلیه موتوردار را بدون جواز سیر و نمبر پلیت قانونی سند موقت به کار اندازد، به جزای نقدی بیست هزار افغانی محکوم می­گردد.

2- شخصی که از جواز سیر یا نمبر پلیت واسطه نقلیه موتوردار دیگر استفاده نماید، یا جواز سیر و یا نمبر پلیت واسطه نقلیه موتور دار دیگری دهد، به جزای نقدی از سی هزار تا شصت هزار افغانی محکوم می­گردد.

برای تامین جانی و مالی افراد جامعه و قانون­گذار کشور در فقره اول ماده 560 کد جزا به کار انداختن غیر قانونی وسایل نقلیه جرم مطلق بوده و مشروط و مقید به نتیجه نمی­باشد؛ یعنی نفس به کار انداختن غیر قانونی واسطه نقلیه جرم شمرده شده، برابر است که منجر به حادثه­ای شود ویا خیر.

معیار مشخصی در رابطه به اصطلاح « بکار انداختن واسطه نقلیه ذکر نشده است؛ اما از متن مواد قانون ترافیک جاده معلوم می­شود که مراد از آن به حرکت آودن واسطه نقلیه در جاده عامه می­باشد. طبق فقره 2 ماده دوم قانون ترافیک جاده، جاده عامه عبارت از « راه، سرک، کوچه، خیابان، معبر و پارک وسایط نقلیه که هر شخص به صورت مجانی یا مقابل تادیه پول و یا به ترتیب دیگر در ترافیک عامه از آن استفاده نموده بتواند و ملکیت شخص نباشد؛ مگر این که از طرف مالک آن برای استفاده ترافیک عامه تخصیص یابد.»

آنچه که دیده می­شود جاده عامه شامل مکان­هایی می­شود که توسط ترافیک عامه مورد استفاده قرار می­گیرد. و مکان­های را شامل نمی­شود که ملکیت خصوصی اشخاص باشد. بر این اساس به کار انداختن واسطه نقلیه خارج از جاده عامه شامل حکم این نمی­باشد.

الف: استفاده از وسایل نقلیه

ماشین

در ماده فوق واسطه نقلیه موتوردار به شکل عام ذکر شده که شامل تمام انواع وسایل نقلیه موتور دار مانند موتر، کشتی و هواپیما می­گردد، اما از تعریف واسطه نقلیه موتوردار زمینی می­باشد؛ زیرا در تعریف واسطه نقلیه موتوردار گفته شده که واسطه نقلیه موتور دار عبارت است از: « واسطه نقلیه زمینی که توسط قوه موتور (ماشین) بروی چرخه­ها (عراده­های تایر دار) به حرکت آورده شده و غرض انتقال اشخاص یا اموال مورد استفاده قرار می­گیرد.»[12]

کد جزا به کار انداختن واسطه نقلیه را مشروط به داشتن جواز سیر و نمبر پلیت قانونی نموده تا اطمینان از مصونیت و فعال بوده تجهیزات آن حاصل شود.

جواز سیر ( اجازه کارت)

جواز سیر عبارت از سندی است که از طرف اداره ترافیک بعد از حصول اطمینان از مکمل بودن و فعال بودن تجهیزات لازمه تکنیکی و طی مراحل قانونی، به مالک و یا متصرف واسطه نقلیه داده می­شود. بناء به کار انداختن واسطه نقلیه بدون جواز سیر یا جواز سیر فاقد اعتبار، خلاف قانون و جرم است.

طبق ماده 19 قانون ترافیک جاده، وسایط نقلیه­ای که روی جاده عامه سیر و حرکت می­کنند باید از اداره ترافیک اجازه سیر حاصل نمایند مالکین و رانندگان عراده جات نمی­توانند هیچ نوع واسطه نقلیه را که فاقد لوازم وتجهیزات قانونی باشند در جاده عامه، راننده ویا جهت رانندگی در اختیار دیگران بگذارند.

نمبر پلیت

هم­چنان داشتن نمبر پلیت رسمی برای واسطه نقلیه در موقع حرکت روی جاده، قانونا یک امر حتمی بوده که تخلف از آن باعث می­شود تا از وسایط نقلیه بدون نمبر پلیت در خلال نظم و امن در جامعه سوء استفاده صورت گیرد.

پس، باید با استفاده از واسطه نقلیه به شکل قانونی باشد. که ملکیت واسطه نقلیه ثابت بوده و راننده با استفاده از واسطه مذکور مرتکب عمل جرمی گردد، تثبیت مالک و یا متصرف آن معلوم باشد؛ زیرا اگر واسطه نمبر پلیت نداشته باشد و راننده آن مرتکب حادثه ترافیکی شود، نمی­توان مرتکب را تعقیب نمود و یا این که امکان نیز وجود دارد که با استفاده از چنین وسایط بدون نمبر پلیت مجرمین استفاده نمود و مرتکب جرایم شوند.

طبق ماده 23 ق.ت.ج. داشتن نمبر پلیت رسمی برای وسایط نقلیه موتر دار و ضمایم آن در موقع حرکت روی جاده عامه حتمی است.

سند مؤقت

سند مؤقت عبارت از سندی است که اداره ترافیک اجازه موقت سیر بر روی جاده عامه را برای وسایط نقلیه الی تکمیل اسناد قانونی می­دهد.

در ققره دوم ماده فوق، قانون­گذار برای مرتکبینی که جواز سیر و یا نمبر پلیت واسطه نقلیه دیگری را استفاده نماید و یا شخصی که جواز سیر و یا نمبر پلیت واسطه خود را غرض استفاده به دیگری دهد، جزای شدیدتری پیش­بینی نموده است. از قید «استفاده نماید» و یا (غرض استفاده به دیگرى بدهد) دو حالت مجرمانه را مى­توان استنباط نمود؛

در حالت اول، قيد «استفاده» شرط شده است. در اين حالت جرم مشروط به نتیجه بوده تا وقتی که از جواز سیر عملاً استفاده صورت نگیرد، مشمول حکم این فقره نمی­گردد.

در حالت دوم که «غرض استفاده به دیگری بدهد) ذکر گردیده است، جرم مطلق بوده و نفس دادن جواز سیر به شخص دیگری شامل حکم ماده فوق می­گردد. قانون­گذار خواسته تا فرهنگ متابعت و پیروی از قانون را تقویه و راه­های سوء استفاده از اسناد رسمی را محدود سازد؛ زیرا در حالت مندرج فقره (٢) ماده مذکور، برعلاوه این که واسطه نقليه به کار انداخته شده فاقد اسناد است، شخصی دیگری زمینه ارتکاب جرم به کار انداختن وسیله نقلیه را بدون اسناد قانونی فراهم می­سازد که در پهلوی سوء استفاده از اسناد رسمی، کمک کردن و قادر ساختن مرتکب برای ارتکاب جرم نیز می­باشد؛ بنا قانون­گذار این عمل را از جمله حالات مشده شمرده است.

ب: عناص تشکیل دهنده

عنصر مادی

عنصر مادی جرم در فقره اول نفس به کار انداختن وسیله نقلیه موتوردار بدون جواز سیر و نمبر پلیت قانونی، یا سند موقت می­باشد. در فقره دوم عنصر مادی جرم عبارت از در اختيار قرار دادن جواز سیر و یا نمبر پلیت واسطه نقلیه جهت استفاده به شخص دیگری و بالعکس آن می­باشد.

عنصر معنوی

عنصر معنوی در جرم متذکره در فقره اول قصد استفاده از واسطه نقليه موتوردار با علم به داشتن جواز یا نمبر پلیت قانونی یا سند موقت است؛ یعنی در صورتی که می­داند چنین اسناد ضروری ترافیکی را به دست­رس ندارد، باز هم واسطه را در جاده عامه مورد استفاده قرار مى­دهد .. در فقره دوم، عنصر معنوی جرم اراده مرتکب برای به کار انداختن وسیله نقلیه با اسناد واسطه دیگری و هم­چنان قصد شخص برای در اختیار دادن جواز سیر و یا نمبر پلیت واسطه نقلیه خود به غیر جهت استفاده می­باشد.

ج- مجازات

طبق فقره 1 ماده 560 شخصی که واسطه نقلیه خویش را بدون جواز سیر، نمبر پلیت قانونی یا سند موقت که در فوق توضیح شد مورد استفاده قرار بدهد، به جزایی نقدی[13] تا بیست هزار افغانی محکوم می­گردد.

طبق فقره 2 ماده 560 شخصی که از جواز سیر یا نمبر پلیت دیگری استفاده کند یا به استفاده واسطه نقلیه دیگری قرار بدهد به جزای نقدی از سی هزار تا شصت هزار افغانی محکوم می­گردد.

گفتار دوم: تغییر دادن شاسی ( کد نمبر)

طبق ماده 561 « شخصی که شماره ماشین یا چوکات (شاسی) واسطه نقلیه موتوردار را محو یا به شکل دیگری تغییر دهد، به حبس قصیر، محکوم می­گردد.»

این که هر ماشین واسطه نقلیه دارای یک کد نمبر می­باشد که متشکل از اعداد و حروف بوده و برای شناسایی واسطه و مشخصات آن استفاده می­شود. این شماره منحصر به فرد بوده و دو واسطه نقلیه در جهان دارای یک نمبر شاسی نمی­باشد. شماره ماشین یا شاسی ترکیب از کد های مختلف است که حاوی معلومات زیادی درمورد مشخصات واسطه نقلیه، کمپنی تولید کننده، محل و تاریخ تولید، مودل و مشخصات ماشین وغیره می­باشد. قانون­گذار جهت جلوگیری از سوء استفاده و اخلال نظم ترافیک در جامعه تغییر شماره ماشین و شاسی را جرم­انگاری کرده و به مرتکب آن مجازات تعیین نموده است. لازم است شاسی و عناصر تشکیل دهنده این ماده را مورد بررسی قرار دهیم.

الف: شاسی[14]

یا شماره شناسایی خودرو که اصطلاحاً به آن شماره شاسی هم گفته می­شود ، کدی ۱۷ رقمی متشکل از اعداد و حروف است که برای شناسایی خودرو ها استفاده می­شود. شماره شناسایی خودرو یا همان (VIN) در حقیقت مانند شماره شناسنامه، اثر انگشت یا کد ملی برای افراد است و با استفاده از این کد ترکیبی از کدهای مختلف است می­توان اطلاعاتی زیادی در مورد خودروی مورد نظر به دست آورد[15].

این کد برای هر خودرو منحصر به فرد بوده و امکان این که دو خودرو کد شناسایی یا VIN یکسان داشته باشند وجود ندارد. اطلاعاتی نظیر امکانات خودرو ، مشخصات خودرو ، مشخصات کمپنی سازنده ، کشور سازنده خودرو ، محل تولید خودرو ، سال ساخت ، مدل ماشین ، مشخصات موتور و غیره از این دست اطلاعات هستند. تصویر روبرو کد شناسایی یا VIN را تفکیک کرده و به ما نشان می­دهد که هر قسمت از این کد گویای چه چیزیست.

ب: عناصر متشکله

عنصر مادی

عنصر مادی در این جرم عمل محو و یا تغییر شماره ماشین یا چوکات واسطه نقلیه موتوردار می­باشد.



عنصر معنوی

عنصر معنوی در این جرم عبارت از قصد عام مرتکب یعنی رفتار ارادی مبنی بر تغییر و یا محو نمودن شماره ماشین و یا شاسی نمبر واسطه نقلیه با علم به موتوردار بودن واسطه نقليه مى باشد؛ بناً اگر در ائر حادثه­ای شماره شاسی محو و یا تغییر می­نماید، این حالت شامل حکم ماده فوق نمی­باشد. محو یا تغییر شماره ماشین یا چوکات (شاسی) واسطه بدون آن كه مراحل قانونى آن طى شود، مطابق به حکم فوق جرم دانسته شده است؛ زیرا اگر شخص بنابر ضرورت مبنى بر تجديد ماشين يا چوکات این عمل را مرتکب می­شود، مکلف است تا از طریق قانونی آن که مراجعه به اداره ترافیک است، اقدام نماید.

ج: مجازات

طبق ماده 561 هرگاه شخصی که شماره ماشین یا چوکات(شاسی) واسطه نقلیه موتوردار را محو یا به شکل دیگر تغییر دهد، به حبس قصیر،محکوم می­گردد.[16]

مبحث سوم: جرایم و تخلفات در افراد دخیل ترافیک

در تخلفات ترافیکی شامل همه افراد می­باشد هر آن کس که در جاده تخلف نماید ویا جرایم را مرتکب شود شامل جرایم ترافیکی می­گردد. مانند راننده، عابرین پیاده و افراد اطراف جاده و ... می­باشد.

گفتار اول: اخلال در جاده

اصطلاح ترافیک جاده « هر گونه عبور و مرور و توقف انسان ها، حیوانات و وسایط نقلیه را بالای جاده عامه احتوا می­نماید».[17] هر نوع اخلال عمدی در امنیت ترافیک جاده در نتیجه رفتار عمدی اشخاص که منجر به ضرر جانی و مالی گردد، شامل حکم ماده 562 می­گردد.

فلسفه وجودی قوانین جزایی عمدتاً تامین عدالت، نظم و امن در جاده بوده تا مصونیت جانی و مالی افراد جامعه تضمین گردد؛ بنا براین قانون­گذار به خاطر تامین امن و نظم و جلوگیری از ضرر جانی و مالی، مختل ساختن عمدی امنیت ترافیک جاده را جرم­انگاری نموده است.

در ماده 562 کد جزا مقرر داشته است: « شخصی که امنیت ترافیک جاده به طور عمدی مختل سازد و به سبب آن ضرر جانی و مالی به اشخاص عاید شود، بر علاوه جبران خساره، به مجازات جرم ارتکاب شده، نیز محکوم می­گردد». قبل از همه به عناصر مادی و معنوی می­پردازیم:

الف: عنصر مادی

عنصر مادی در جرم فوق عبارت است از عمل اخلال امنیت ترافیک جاده به هر وسیله­ای که منجر به ضرر مالی و جانی گردد.

ب: عنصر معنوى

عنصر معنوی در این جرم عبارت از قصد مرتکب به خاطر اخلال امنیت ترافیک جاده می باشد. به این توضیح که شخص اراده اخلال عمدی ترافیک جاده را داشته و عمدا امنیت ترافیک جاده را مختل می­سازد. این امر ناشی از اراده مجرمانه مرتکب بوده و به این اساس قانون­گذار شخص را برعلاوه جبران خساره، مستوجب مجازات جرم ارتكاب شده نيز دانسته است؛ به طور مثال يك شخص عمداً امنيت جاده را مختل مى­سازد تا موتر آمبولانس كه حامل يک مريض عاجل است به موقع به شفاخانه نرسد و یا رستورانتی که غذای پخته را باید به سر وقت به دعوت مهمانی شخصی برساند، اما یک شخص امنیت جاده را مختل ساخته تا غذا به محل معینه نرسیده و رستورانت متضرر گردد.

ج: مجازات

نظر به ماده 562 هرگاه شخصی که به طور عمد باعث اخلال امنیت در جاده ها گردد و مرتکب جرم گردد، به مجازات همان جرم و ضرر ناشی از جرم محکوم می­گردد. به طور مثال شخصی شراب نوشیده و در جاده خلاف مسیر با سرعت بالا حرکت می­کند، در این صورت اگر به کسی ضرر وارد شده باشد، باید جبران ضرر ناشی از آن و بر علاوه به جرم مرتکبه آن نیز محکوم می­گردد مثلا شراب نوشی نیز نظر به قوانین جزایی افغانستان جرم است.

گفتار دوم: رانندگی در حالت مستی

یکی از حالاتی که اکثرا خطر مالی و جانی دارد، رانندَگی در حالت سکر یا نشه می­باشد. چون در حالت نشه، حواس و عقل انسان درست کار ننموده و رانندّگى در چنين حالت خطر جانى و مالی به خود راننده و دیگران داشته و امکان تصادم و انحراف از جاده بسیار بالا است، بناً قانون­گذار جهت حفظ امنیت جانی و مالی افراد، این عمل را جرم­انگاری و قابل مجازات دانسته است.

در ماده 563 کد جزا قانون­گذار کشور چنین مقرر داشته است: « (١) شخصی که درحالت نشه رانندگی نماید، به حبس قصیر یا جزای نقدی از سی هزار تا شصت هزار افغانی، محکوم می گردد.

(٢) هرگاه شخص در حالت نشه مرتکب حادثه ترافیکی گردد، علاوه بر جزای مندرج فقرە (١) این ماده به جزای جرم مرتکبه، نیز محکوم می گردد.» در این ماده قانون دو اصطلاح داریم ( راننده و سکر) راننده در اول فصل تعریف کردیم و باز هم فشرده توضیح می­دهیم:

راننده: قانون ترافيك جاده راننده را چنين تعريف نموده است: «شخصى كه يك واسطه نقليه موتردار و یا غیر موتردار را بالای جاده عامه براند. این اصطلاح شامل بايسكل­ران­ها و اشخاصى كه حیوانات را بالای جاده عامه بسته با یک واسطه نقلیه، به صورت منفرد، رمه، گله و یا جلو کش سوق می­دهند، نیز شامل می­شود».[18] بر این اساس هر شخصى كه كنترل وسيله نقليه ويا يک حيوان را می­نماید شامل تعریف راننده بوده و اگر اين عمل را در حال سكر يا نشه انجام دهد، شامل حكم ماده فوق می­شود.

سکر یا نشه: سکر یا نشه به حالتی گفته می­شود که شخص موادی را استفاده نماید که از اثر نوشیدن یا خوردن آن زوال موقت عقل یا اختلال در قوه درک یا تمییز انسان به وجود آید.

فقره اول ماده متذكره اشاره به مطلق بودن جرم نموده و بحث از حالتی می­نماید که راننده در حالت نشه رانندَگی نموده ولی کدام حادثه­ای در اثر رانندَگی رخ ندهد، کد جزا در این حالت برای مرتكب حبس قصير و يا جزاى نقدى از سى هزار تا شصت هزار افغانى ييش بينى نموده است؛ اما در فقره دوم قانون­گذار برای مرتکب جرم رانندگی در حال نشه، که منجر به حادثه ترافیکی گردد، مجازات شدیدتر مقرر نموده و بر علاوه مجازات فقره (١) ماده فوق به جزای جرم مرتکبه نیز محکوم می­گردد. به عناصر مادی و معنوی آن می­پردازیم:

الف: عنصر مادی

عنصر مادی در جرم فوق عبارت از فعل رانندَگی در حالت نشه می­باشد. به این توضیح که یک شخص مطابق تعریف راننده در قانون ترافیک جاده، عملاً مشغول رانندگی یک وسیله نقليه بوده و در عین حال نشه هم باشد؛ بنا اگر شخص در داخل واسطه نقلیه نشسته باشد، ولی رانندگی ننماید، شامل حکم این ماده نمی­گردد. هم­چنان اگر شخص در حالت نشه، بالای چوکی راننده نشسته باشد، اما موتور واسطه نقلیه خاموش باشد، این حالت هم شامل حکم ماده فوق نمی­گردد.

ب: عنصر معنوی

عنصر معنوی در جرم فوق عبارت از قصد عام مرتکب مبنی بر نشه نمودن و قصد فعل رانندگى در حال نشه است و در حالت فقره دوم علاوه بر قصد عام خطای جرمی یعنی اهمال و عدم مراعات احتیاط لازم در فعل رانندگی جزء دوم عنصر معنوی می­باشد؛ زیرا فعل رانندَّگى نيازمند توجه لازم و ضروری بوده که باید شخص کاملاً هوشیار بوده و از هر نوع زوال عقل و یا اختلال ادراک مصئون باشد. چون در حالت نشه، شخص از هوشیاری لازم برخوردار نبوده و عقل و هوش وی درست کار نمی­کند، عقل سلیم حکم می­کند که احتیاط لازم در نظر گرفته شده و چنین شخص در چنين حالت رانندگی ننماید. اگر شخصی با وصف استفاده از مواد نشه­آور به رانندگی می­پردازد، جانب احتياط لازم را مراعات نکرده و قانون­گذار وی را مستحق مجازات دانسته است.

ج: مجازات

کسی که در حالت نشه­ رانندگی می­کند به حبس قصیر یا جزای نقدی از سی هزار تا شصت هزار افغانی محکوم می­گردد و اما شخص در حالت نشه، مرتکب حادثه هم شده باشد بر علاوه جزای حبس قصیر و جزای نقدی از سی هزار تا شصت هزار و به جزای جرم مرتکبه نیز محکوم می­گردد.[19]

گفتار سوم: فرار از محل حادثه

فرار از حادثه و عدم مساعدت با متضرر را قانون­گذار از جمله حالاتی شمرده که بر علاوه مجازات جرم مرتکبه، شخص به جزای نقدی هم محکوم می­گردد. طبق ماده 564 کد جزا « شخصی که مرتکب جرایم مندرج این فصل گردیده و ازمحل حادثه ترافیکی فرار نماید یا از کمک و مساعدت با مجروح خود داری کند با رعایت احوال اجبار، علاوه بر مجازات جرم مرتکبه به جزای نقدی از سی هزار تا شصت هزار افغانی نیز محکوم می­گردد.» در ماده فوق رعایت احوال اجبار، اشاره به حالتی است شخص بعد از حادثه ترافیکی در موقعیتی قرار می­گیرد که بودنش در محل حادثه باعث خواهد شد که مورد خشم اشخاص و یا دوستان و وابستگان مجنی علیه قرار گرفته و مورد حمله فیزیکی قرار گیرد. برای حفظ امنیت شخصی، مرتکب از محل حادثه مجبور به فرار می­گردد. عناصر متشکله این ماده قرار زیر می­باشد:

الف: عنصر مادی

عنصر مادی جرم فوق فرار از حادثه ترافیكی و يا عدم مساعدت و كمك با متضرر حادثه می­باشد. قانون­گذار فرار از حادثه ترافیکی را جرم­انگاری نموده تا اولاً متضررین حادثه ترافیکی از کمک و مساعدت لازم محروم نمانند و ثانیاً فرهنگ قانون­پذیری در بین شهروندان حاکم گردد.

هم­چنان عدم جرم­انگاری فعل فرار از حادثه ترافیکی باعث خواهد گردید که گراف حادثات ترافیکی بلند رفته و اشخاص متخلف از این تسامح و خلا قانونی استفاده سوء نمایند. لازم به یادآوری است که در چنین حالتی تعدد مادی جرایم صدق پیدا می­نماید. به این توضیح که شخص هم مرتکب حادثه ترافیکی گردیده و هم با مجروحین حادثه کمک و مساعدت لازم را ننموده و از محل حادثه فرار می­نماید. در حقیقت شخص مرتکب چند جرم در عین زمان گردیده و این حالت شامل حكم تعدد مادی جرایم می باشد.

ب: عنصر معنوى

عنصر معنوی در جرم فوق قصد فرار از حادثه و عدم همکاری آگاهانه با متضرر حادثه می­باشد. قابل ذکر است که شخص در چنین حالت باید قادر به مساعدت و کمک باشد؛ بنا اگر شخصی بعد از حادثه ترافیکی توانایی و یا امکانات کمک به متضرر حادثه را نداشته باشد، شامل حکم این ماده نمی­گردد.

ج: مجازات

مجازات مرتکب اشخاص که از محل حادثه فرار می­کند طبق ماده فوق: شخصی که مرتکب حادثه ترافیکی شده و از محل حادثه فرار نماید، یا مجروح مساعدت و کمک نکند، علاوه بر جرم مرتکبه به جزای نقدی از سی هزار تا شصت هزار نیز محکوم می­گردد.

گفتار چهارم: استفاده از واسطه نقلیه به دیگران

هرگاه کسی که استفاده از وسایل نقلیه خود را در اختیار دیگری قرار می­دهد با وجود علم که شخص فاقد جواز رانندگی می­باشد. در این جرم بوده و در کد جزای افغانستان در ماده 565 آمده است: « هر که مالک یا متصرف واسطه نقلیه با وجود علم، به شخص فاقد جواز رانندگی، اجازه راندن واسطه نقلیه خود را بدهد و در نتیجه حادثه ترافیکی صورت گیرد، به جزای نقدی از پنج هزار تا شصت هزار افغانی محکوم می­گردد.»

عناصر متشکله این ماده عبارت است از:

الف: عنصر مادی

عنصر مادی در ماده فوق در اختیار گذاشتن واسطه نقلیه به شخصی است که جواز رانندگی نداشته و از اثر رفتار وی یا راندن واسطه نقلیه حادثه ترافیکی واقع شود. تفاوت ندارد که شخص واسطه مرتبط خود را در اختیار وی قرار دهد یا واسطه­ای را که در اختیار وی قرار داده شده است. آن چه در مورد مهم است وقوع حادثه ترافیکی می­باشد، در غیر آن هرگاه شخصی واسطه مربوط به خود را جهت نگه­داری به اختیار شخص دیگری قرار می­دهد و یا این که از واسطه استفاده صورت نگرفته یا این که حادثه ترافیکی واقع نشده باشد، عمل جرم شناخته نمی­شود.

ب: عنصر معنوی

در این ماده داشتن علم به موضوع یا فهم و آگاهی مالک يا متصرف مبنى بر نداشتن جواز رانندَّگی به شخصی است که دارای جواز رانندَگی نمی­باشد. مجازات مرتکب در این ماده جزای نقدی از پنج هزار تا شصت هزار افغانى ذكر شده كه نظر به وقوع حادثه یا نتیجه جرمی، متفاوت می­باشد و این صلاحیت حداقل تا اکثر به قضات محكمه داده شده است. قابل ذکر است که مجازات مالک یا متصرف واسطه نقلیه سبب رفع مسؤولیت یا مجازات مرتکب حادثه ترافیکی نمی­گردد.

به گونه مثال شخصی که واسطه نقلیه مربوط به خود وی است یا این که از طرف مالک به وی داده شده تا رانندگی نماید، با آن که علم دارد شخص دیگری جواز رانندّگى نداشته و اين احتمال و امکان وجود دارد که نسبت عدم مهارت به فن رانندگی مرتکب حادثه ترافیکی شود، واسطه را به اختیار وی قرار می­دهد. به خاطر جلوگیری از حوادث ناگوار ترافیکی در ضمن مجازات مرتکب، قانون چنین مالک یا متصرف را نیز مورد مجازات قرار می­دهد تا واسطه نقلیه خود را به اختیار شخص دیگری قرار ندهد که فاقد جواز رانندَگی می­باشد.

ج: مجازات

هر گاه مالک واسطه نقلیه یا متصرف واسطه نقلیه با وجود علم، به شخص فاقد جواز رانندگی، اجازه راندن واسطه نقلیه خود را بدهد و حادثه ترافیکی نیز رخ بدهد به جزای نقدی پنج هزار تا ده هزار افغانی محکوم می­گردد.

مبحث سوچهارم: دست کاری علایم ترافیکی جاده

گفتار اول: تغییر شکل علامه ترافیکی

در ماده فوق دو اصطلاح آمده است یکی علایم ترافیکی و دیگری راه عام که در زیر آن را تعریف می­کنیم:

الف: تعریف علایم ترافیکی و راه عام

علایم ترافیکی: قانون ترافیک علایم ترافیکی را چنین تعریف نموده است: « علایم ترافیکی عبارت اند از لوحه­هایی که توسط اداره ذی صلاح بالاى جاده عامه نصب و شاملين ترافيک را به واسطه نوشته، خطوط يا سمبول، اخطار، اجازه، ممانعت و رهنمايى می­نمايد»

راه عام: مراد از راه عام همان جاده عامه بوده که تعریف آن در فقره (٢) ماده ٢ قانون ترافیک جاده ذکر گردیده است و قبلاً در توضیح ماده 560 توضیح شده است.

در کد جزا: «هر گاه شخصی که علامه ترافیک را در راه عام نصب گردیده یا علایم را که به منظور تعیین مسافه­ها یا رهنمایی به شهر ها، راه ها یا محلات عام دیگر نصب گردیده تغییر شکل دهد به جزای نقدی از پنج هزار تا ده هزار افغانی محکوم می­گردد.»

معمولاً اداره ترافیک علایم ترافيكى را در جاده­ها جهت راهنمايى عابرين وراننده­ها نصب می­نماید. این امر از یک طرف نظم ترافیکی جاده را تأمین می­نماید و باعث جلوگیری از سرعت زیاد و یا توقف بی­جای وسایط نقلیه می­گردد، از طرف دیگر راننده­ها و عابرین را کمک می­نماید تا به آسانى به آدرس­های مورد نظرشان برسند. اگر شخصی یکی از علامه­های ترافیکی را تغییر دهد و یا به شکلی آن را از بین برود که در حالت اصلی آن که از طرف مسوولین در اول گذاشته شده بود، تغيير بيايد، این عمل وی ممکن باعث حادثه ترافیکی یا سرگردانی شهروندان گردد، بنا قانون­گذار به خاطر حفظ نظم و امن و جلوگیری از حادثات ترافیکی و خسارات مالی افراد، این عمل را جرم­انگاری نموده است. اين جرم مطلق بوده و مشروط به نتيجه نمى باشد، به اين تعبير كه نفس تغيير يك علامه ترافیکی جرم بوده بدون این که باعث کدام حادثه و یا گمراه شدن عابرین یا راننده­ها گردد.

ب: عنصر مادی

عنصر مادی جرم عبارت از تغییر علامه ترافیکی می­باشد که در راه عام و یا بناها جهت راهنمایی عابرین و راننده­ها نصب گردیده است.

ج: عنصر معنوى

عنصر معنوی در جرم فوق وجود اراده مرتکب در انجام عمل مجرمانه، تغییر علامه ترافیکی با علم به این که علامه ترافیکی می­باشد، است؛ بناً اگر علامه ترافیکی به صورت غیرارادی یا در نتیجه حادثه ترافیکی تغییر نماید، شامل حکم ماده فوق نمی­گردد. بايد گفت كه فعل تغيير شامل هر نوع عمل عمدی چون رنگ کردن، محو کردن و یا امثال آن نیز می­باشد.

د: مجازات:

بنا بر ماده 567 هر گاه کسی که علامه ترافیکی را در راه عام و بنا ها تغییر شکل دهد. به جزای نقدی از پنج هزار تا ده هزار افغانی محکوم می­گردد.

گفتار دوم: گذاشتن علامه اخطاریه در مواضع

علامه های اخطاریه برای مصئونیت عابرین و رانندگان وسایط نقلیه در نظر گرفته تا از وقوع حادثات جلوگیری گردد؛ بنا سهل­انگاری در امر مصئونیت جاده را جرم­انگاری و قابل مجازات می­دانند. چنان در ماده 568 کد جزا، « اشخاص آتی به جزای نقدی پنج هزار افغانی محکوم می­گردند: 1- شخصی که در گذاشتن علامه اخطاریه با تنویر در مواضعی که در راه عام حفر می­کند یا در آن اموال را می­گذارد، اهمال نماید. 2- شخصی که علامات اخطاریه یا تنویری مندرج جز 1 این ماده از بین ببرد. 3- شخصی که چراغی را که به منظور روشن کردن راه عام یا میدان عام بکار رفته خاموش، دور یا تلف نماید.»

طبق این ماده اگر شخصی در راه عام موضعی را حفر نماید یا اموال خویش را بگذارد، به خاطر مصونیت ترافیک عامه و عابرین باید علامه خطر و یا وسایل تنویری، را در محل برای عابرین بگذارد، تا از تصادم و یا افتادن اشخاص در آن حفره جلوگیری شود. عدم احتیاط لازم به خاطر جلوگیری از حوادث و اهمال در گذاشتن علامه اخطاریه و تنويری، باعث می­گردد تا وقوع حوادث زياد شده و باعث خسارات مالی و جانی برای شهروندان گردد؛ بنا کد جزا چنین عمل را جرم پنداشته و مرتکب را قابل مجازات شناخته است.

هم­چنان اگر شخص علامات اخطاریه یا تنویری مندرج جزء ١ را از بين ببرد، مرتكب جرم مندرج ماده فوق می­گردد. به این توضیح که يک شخص علامه اخطاريه و يا تنويرى را در مواضع مندرج جزء ١ این ماده گذاشته است، اما شخص دیگری این علامات را از بین می­برد. به اساس حكم جزء ٢ ماده فوق چنین شخص نیز مرتکب جرم فوق می­گردد.

برعلاوه اگر شخصی چراغی را که به منظور روشن کردن راه یا میدان عام بکار رفته خاموش، دور و یا تلف نماید، مرتکب جرم شده و مستحق مجازات مندرج ماده فوق می­باشد. به این توضیح که در محلات عام مانند راه­ها و یا میدان­ها، به خاطر تنویر راه­ها و میدان­ها چراغ­هایی نصب می­گردد تا منطقه روشن بوده و سهولت برای شهروندان باشد، از بین بردن چنین وسایل تنویر، باعث خواهد شد که راه­ها و میدان­های عام تاریک بوده و امکان وقوع جرایم چون سرقت و آزار و اذيت با استفاده از یک راه برای بعضی اشخاص فراهم نماید، از این جهت قانون­گذار عمل مندرج جزء ٣ ماده فوق را جرم­انگاری نموده و مرتکب آن را قابل مجازات دانسته است.

الف: عنصر مادی

عنصر مادی عبارت از گذاشتن علامه اخطاریه و یا تنویری در نزدیک موضعی که حفر گردیده است و یا از بین بردن علامات، خاموش کردن، دور ساختن یا تلف نمودن چراغی است که به خاطر تنویر در محل گذاشته شده است.

ب: عنصر معنوى

عنصر معنوی جرم مذکور عبارت از اهمال یا خطای جرمی در گذاشتن علایم و وسایل تنوير و يا قصد عام مرتکب در خاموش ساختن و یا از بین بردن آن­ها در راه­ها و ميدان­های عام می­باشد. به اين توضیح که راه­ها و میدان­های عام مورد استفاده عموم شهروندان بوده، باید از تسهیلات ضروری در راستاى مصئونيت لازم برخوردار باشد؛ اما اكر شخص عمداً با از بين بردن علامات اخطاريه يا تنویری مصئونیت راه­ها و میدان­های عام را در خطر می­اندازد در حقیقت امن و نظم جامعه را صدمه زده و چنین رفتارها را قانون­گذار جرم پنداشته و قابل مجازات دانسته است.

مبحث پنجم: حالات مشدده در حادثه ترافیکی

طبق ماده 566 کد جزا: ارتکاب حادثه ترافیکی در یکی از حالات ذیل مشدده شناخته شده، مرتکب به حد اکثر مجازات پیش بینی شده جرم مرتکبه، محکوم می­گردد:

١- نداشتن جواز رانندگی

٢- ارتکاب حادثه ترافیکی از اثر تخطی جسیم از اصول فنی یا مسلکی.

٣- عدم رعایت مقررات ترافیکی بصورت عمدی در صورتی که منجر به فوت یا مجروحیت یا معلولیت شخص گردد.

٤- در حالتی که در اثر وقوع حادثه بیش از يک نفر فوت ويا شديداً مجروح شده باشد.

بعد از بیان حالات مختلف ارتکاب جرایم ترافیک جاده، قانون­گذار به بیان حالات مشدده جرایم ترافیکی می­پردازد.

یکی از حالات مشدده نداشتن جواز رانندگی در جریان عمل رانندگی می­باشد. جواز رانندگی شامل جواز رانندگی بین­المللی و جواز رانندَگی ملی مى­شود. جواز رانندَگى بين المللى طبق روحيه کنوانسیون ترافیک جاده سال ١٩٦٨ منعقده و یا قابل اعتبار می­باشد. جواز رانندگی ملی سندی است كه با اكمال سن هجده، طبق معاينات صحى و سپرى نمودن امتحان موفقانه نظرى وعملى و اکمال سایر شرایط قانونی از طرف اداره ترافیک توزیع می­گردد.[20]

داشتن جواز رانندگی دليل روشن آشنایی شخص با رانندگی واسطه نقلیه و علایم ترافیکی می­باشد؛ چون نداشتن جواز رانندگی نشانه این است که شخص با رانندگی واسطه نقلیه و علایم ترافیكی كه به خاطر مصئونيت افراد وعابرين نصب می­گردند، آشنایی نداشته، اين امر احتمال تصادم و انحراف از جاده را بسيار بالا می­برد؛ روى این ملحوظ کد جزا به خاطر جلوگیری از حادثات ترافیکی و تأمین امن و نظم جاده، اين حالت را جز حالات مشدده قرار داده است.

جزء دوم ماده مذکور، به تخطی از اصول فنی و یا مسلکی در هنگام رانندگی پرداخته است تخطی جسیم عبارت از نقض واضح اصول مسلکی و تخنیکی است که راننده باید در جریان رانندگى آن را مراعات نماید؛ به طور مثال اگر یک شخص واسطه نقلیه بی­برک را در جاده عمومی به سرعت زیاد می­راند، نقض اصول مسلکی و فنى را نموده است؛ زيرا به احتمال قوى باعث حادثه ترافيكى شده که می­تواند خطرات جدی جانی و مالی در قبال داشته باشد. بر این اساس قانون­گذار به خاطر حفظ امن و نظم و جلوگیری از خطرات جانی و مالی افراد اين حالت را نيز از جمله حالات مشدده شمرده است.

در جز، سوم قانون­گذار نقض عمدی مقررات ترافیکی از طرف راننده را نيز جز حالات مشدده شمرده؛ به خاطری که رعایت مقررات ترافیکی سبب جلوگیری از حوادث ترافیکی شده و ترافیک جاده را مصئون می­سازد؛ به طور مثال اگر شخصی عمداً خلاف جهت در جاده یک طرفه رانندگی نماید و یا در جاهای که علامت سرعت محدود از طرف اداره ترافیک نصب شده، با سرعت زياد رانندگی نماید که منجر به فوت یا مجروحیت شدید یا معلولیت یک شخص گردد، تخطی از اصول و مقررات رانندگی تموده است و قانون­گذار این حالت را هم یکی از حالات مشدده شمرده است.

قانون­گذار در جزء چهارم ماده ٥٦٦ حالتی را که از اثر وقوع حادثه ترافیکی بیش از یک نفر فوت و يا شديداً مجروح گرديده باشد، را نيز جز حالات مشدده شمرده است. جزء مذكور به علل و چگونگی و نوعیت حادثه ترافیکی اشاره نکرده و به نتیجه حادثه که منجر به فوت یا مجروحیت شدید گردیده باشد، توجه نموده است. از تعریف حادثه ترافيكى مندرج فقره (١) ماده ٥٥٧ وفقره (١) ماده ۵٥٨ کد جزا معلوم می­گردد که حادثه ترافيكى مندرج فقرات (٣) و (٤) ماده ٥٦٦ از جمله حوادث ترافیکی سنگین می­باشد.

مبحث ششم: قتل غیر عمد (خطا) در جرایم ترافیکی

گفتار اول: قتل خطا

در کد جزا جرم خطا را چنین تعریف نموده است: « جرم زمانی غیر عمدی یا خطا شناخته می­شود که به اثر اهمال، بی­احتیاطی، غفلت یا عدم رعایت قوانین و مقررات صورت گرفته و فاعل نتایج عمل خود را پیش­بینی نه نموده باشد».[21] از تعریف فوق چنین استنباط می­گردد که معیار اصلی در تشخیص جرم خطا از جرم عمدی عبارت از سوق اراده مرتکب و خواستن نتیجه مجرمانه می­باشد. به این توضیح که در جرم عمدی اراده­یی مرتكب به ارتكاب جرم و رسيدن به نتيجه جرم موجود بوده، اما در جرم خطا اراده مرتکب تنها به فعل سوق داده شده و خواهان نتیجه عمل جرمی نمی­باشد؛ یعنی خطا وقتی تحقق پیدا می­کند که نتایجی بر فعل ارادی مرتب شود که شخص خواهان آن نتایج نمی­باشد. قانون­گذار حالات و شرایطی را كه به اثر آن جرم خطا به وجود مى آيد در متن ماده فوق ذکر نموده است. چون حیات انسان در هر حالت بايد مورد صیانت و حفاظت قرار داشته و از تعرض مصئون باشد؛ از این رو قانون­گذار قتلی را که ناشی از حالاتی چون بی­احتیاطی، اهمال و امثال آن می­باشد، نیز جرم­انگاری نموده تا شهروندان در حفظ جان دیگران از احتیاط لازم کار گیرند.

قانون­گذار کشور در ماده 554 مقرر داشته است: « شخصی که اثر خطای ناشی از اهمال، غفلت، بی احتیاطی، بی پروایی، یا عدم مراعات قانون، مقررات، یا اوامر دیگری را به قتل رساند یا بدون عمد، سبب قتل گردد، مرتکب قتل خطا شده، مطابق احکام این فصل مجازات می­گردد.»

در این ماده قانونی به چند اصطلاح بر می­خوریم لازم است در نخست این اصطلاحات تعریف گردد.

الف: تعریف اصطلاحات در قانون

خطا

کد جزا تنها به تعریف حالات و شرایطى كه جرم خطا از آن ناشى مى شود پرداخته است، اما با توجه به متن مواد متذکره در رابطه به جرم خطا چنین استنباط می­شود كه خطا عبارت از تقصير ناشى از عدم مراعات احتیاط لازم و ضروری توسط مرتکب است که در اثر آن نتیچه جرمی که مرتکب خواهان آن نبوده و پیش­بینی نکرده باشد، به وجود می­آيد.[22]



اهمال

در لغت به معنى به خود فروَگذاشتن چيزى را، بى پروايى، سستى، تكاهل ... آمده است؛.[23] اما در اصطلاح حقوق عبارت از بى توجهى يا عدم مواظبت در عملى است كه بايد انجام شود.[24] بنابر تعريف فوق اهمال حالت سلبى داشته كه به اثر فقدان توجه واحتياط لازم، عملى صورت می­گيرد كه نتيجه مضره در قبال خود دارد.

بی ­احتیاطی

بی­احتیاطی آن است که شخص بدون توجه به نتایج عملی که عرفا قابل پیش­بینی است به آن عمل نماید به این توضیح که مرتکب با این که می­داند که عمل وی ممکن منتج به نتایج خطرناک گردد، اما برای جلوگیری از وقوع آن نتایج از احتیاط لازم کار نمی گیرد؛ به طور مثال راننده در صورت چراغ های موتر خراب باشد، که نتواند روشنایی کامل را بدهد، و به راه رفتن ادامه بدهد، هر چند مرتکب قتل دیگری شود.

بی ­پروایی و غفلت

با وصف این که این اصطلاحات با بی احتیاطی و اهمال معنی نزدیک داشته اما در حالت بی­پروایی و غفلت مرتكب با وصف داشتن معلومات در رابطه به خطرات ناشى از عمل خويش، بدون توجه لازم اقدام به کاری می­کند که منجر به نتیجه جرمی می­گردد؛ به طور مثال، به طور کسی بدون با خبر ساختن وسایل نقلیه خویش به کسی می­دهد.

عدم مراعات قوانین و مقررات

قتل خطا ناشی از عدم مرعات قانونی و یا مقررات عبارت از حالتی است که قتل ناشی از نقض قانون و مقررات باشد. در صورت بعضی از حالات نقض قانون و مقرارت نتیجه جرمی در قبال دارد و بعضی نتیجه جرمی در قبال نداشته باشد که خود جرم مستقل ویا تخطی قانونی به حساب می­آید. در صورت که منجر به قتل شود، علاوه بر مجازات قتل خطا به جرم نقض قانون و مقررات نیز محکوم می­گردد. به طور مثال شخصی موتر خویش را بالاتر از سرعت تعیین شده در قانون ویا مقررات ترافیک جاده براند و با شخصی تصادم کند و سبب مرگ وی شود، این شخص در پهلوی نقض قانون و مقررات ترافیک جاده، مرتکب قتل خطا نیز شده است. به عبارت دیگر این حالات شامل حکم ماده 73 کد جزا که تعدد مادی جرایم مرتبط را به بررسی گرفته است، می­باشد.

گفتار دوم: عناصر تشکیل دهنده قتل خطا و مجازات آن

الف: عنصر مادی

عنصر مادى در جرم قتل خطا عبارت از رفتار (فعل وترك فعل) شخص از قبيل اهمال، غفلت، بی­احتیاطی، بی­پروایی و دیگر حالات مندرج در متن ماده می­باشد که منتج به قتل يك شخص می­گردد. فرق بین جرم خطا و جرم عمدی در این است که در جرم خطا، مرتکب خواهان نتیجه جرمی نمی­باشد، اما در جرم عمدی مرتکب نتیجه جرم را می­خواهد.

ب: عنصر معنوى

عنصر معنوی در قتل خطا عبارت از خطای جرمى شخص در رابطه به رفتارى (فعل وترك فعل) است که منتج به قتل می­گردد. به این توضیح که شخص خواهان نتیجه جرمى يعنى قتل شخص نمی­باشد، اما رفتارهایی چون اهمال، غفلت، بی­احتیاطی و امثال آن منتج به قتل شخص گردیده که این جرم ناشی از رفتاری است كه اراده شخص در آن دخيل مى باشد. در حادثه ترافیکی عدم مراعات قوانین ترافیکی و مقررات ترافیکی، بی توجهی، بی احتیاطی همه شامل جرایم ترافیکی است، راننده یا شخص دیگر نتیجه جرمی را نمی­خواهد بلکه از اثر اهمال، بی اختیاطی، و.... قتل رخ می­دهد.

ج: مجازات

مجازات قتل خطا ناشی از حادثه ترافیکی نیز همان مجازات است که قانون گذار در ماده 555 کد جزا مقرر داشته است. در این ماده دو نوع جرم را پیش بینی کرده است. حبس متوسط یا جزای نقدی که از شصت هزار تا یک صد و بیست هزار افغانی تعیین شده است.



نتیجه گیری

جرایم ترافیکی، پس از انقلاب صنعتی و اختراع وسایط نقلیه افزایش جمعیت و حمل ونقل بوجود آمد. حمل و نقل خصوصی و ابتدایی از بین رفت. در افغانستان با پیش­رفت صنعت و تکنالوژی بوجود آمدن شهرها و افزایش جمعیت روی کار آمدن وسایط نقلیه پس از دوره سلطنت عبدالرحمن شروع و انکشاف چشم­گیری داشته است.

ترویج وسایط نقلیه ساختن جاده های دورن شهری و شاهراه ها، رقم تلفات ناشی از حوادث ترافیکی را نیز بیش­تر کرد. زمینه های بروز حوادث تلخ ترافیکی و گراف بالای خسارات جانی و مالی در کشور باعث شد تا این معضل مورد توجه قانون­گذاران و نهاد های مرتبط دولتی قرار بگیرد.

عوامل که باعث اختلال و بی­نظمی در نظام ترافیکی می­شود مانند عوامل و مشکلات جاده های دورن شهری و شاهراه­ها، عوامل ناشی از ضعف و طراحی وسایط نقلیه، عوامل استفاده از وسایل نقلیه، رعایت نکردن قوانین و مقررات ترافیکی توسط شهروندان، بیماری های جسمی راننده و استفاده از مواد مخدر، الکول و دارو های نشه آور توسط رانندگان و... می­باشد که باعث جرایم ترافیک جاده شده است.

قانون­گذار کشور جرایم ترافیکی که اکثرا منجر به از بین رفتن جان و مال شهروندان می­گردد، جرم­انگاری نموده و برای مرتکبین آن مجازات تعیین کرده است. در ماده 559 کد جزا جرایم حادثات ترافیکی را به سه دسته­ای حادثات ترافیکی سنگین، متوسط و کوچک تقسیم شده است و برای هر کدام از حادثات مجازات متفاوت برای مرتکبین مقرر شده است. برای نظم ترافیکی جاده­ای هر گونه سوء استفاده و تخلف از قوانین و مقررات چه عمدی و غیر عمدی را در سیاست تقنینی جزایی جرم­انگاری و در قبال آن پیامد های کیفری تعیین نموده است.





[1] . handicap

[2] . دشهیدان و معلولینو چارو وزارت، https://mmd.gov.af پی دی اف، تاریخ مراجعه 1جدی 1402

[3] . دشهیدان و معلولینو چارو وزارت همان، https://mmd.gov.af

[4] . دشهیدان و معلولینو چارو وزارت، همان، https://mmd.gov.af

[5] . قانون حقوق و امتیازات معلولین، ماده 2، فقره1

[6] . حسن عمید، پشین، وآژه « جرح»

[7] . رضا، حسنی، جرم ضرب و جرح و مراحل رسیدگی آن، دفتر وکالت و مشوره حقوقی دادگران حامی، بی تا

[8] . حسن، عمید، پشین، واژه « ضرب»

[9] . رضا، حسنی، پشین، بی تا

[10] . مجمع نویسندگان، شرح کد جزا، کابل بنیاد آسیا، 1398 ص 232

[11] . شرح کد جزا، همان، ص 232

[12] . قانون ترافیک جاده،ماده 2 فقره 7

[13] . جزای نقدی عبارت است از مکلف ساختن محکوم علیه به پرداخت مبلع محکوم بها به خزانه دولت . ماده 139 کد جزا

[14] . VIN (vehicle identification Number)

[15] . سایت 6008136http://shooofer.ir/shasi گرفته شده 2 جدی 1402

[16] . حبس قصیر از سه ماه الی یک سال است. ماده 147 کد جزا

[17] . قانون ترافیک جاده، ماده 2 فقره 1

[18] . قانون ترافیک جاده، ماده 2 فقره 5

[19] . کد جزا ماده 563

[20] . شرح کد جزا، پشین، جلد سوم، ص 255- 256

[21] . کد جزا ماده 45

[22] . شرح کد جزا، پشین، جلد سوم، 238

[23] . دهخدا، پشین ، واژه «اهمال»

[24] . کد جزا، ماده 4 فقره 10